بيماري فرناندو پسوا
فرناندو پسوآ، برجسته‌‏ترين چكامه سراي امروزي پرتغال (1888-1935)، دچار بيماري "چندشخصيتى" (multiple personality) بود. اين بيماري، گونه‌اي آشفتگي روانى است كه در اثر تنش (tension) يا فشارهاى ناشى از برآورده نشدن نيازهاى روحى- جسمى (به سبب عملكرد عوامل برونى يا درونى) پديد مى‏آيد و گونه‌اي از بيمارى كلى "روان‏نژندى" (نوروتيك) به شمار مي رود. در اين بيماري، فرد داراى چند شخصيت به كلي "ديگرگون" است كه چه بسا در تضاد با يكديگر باشند.
سنگينى اين بيماري چنان بود كه او همزادهاى خود را "نامگذارى" و براى آنها مدرك تحصيلى و پيشه و حتى سليقه و فرم و مفهومي كه سروده را در بر مي‌گرفت، برگزيد.
همزادهاى پسوآ - سرايندگاني گماني كه چكامه‌‍‌هاي راستين مى‏نوشتند- بر اين پايه بودند :
"آلبرتو كائيرو"، دوستدار طبيعت، يكتاپرست و هيچ‏انگار، تجلي سراينده‌ي بي گناهي كه سروده‌هايش بى‏زرق و برق بودند و فرم آزاد داشتند و از زمانى پرتره‏اش در پسوآى بيست و شش ساله باقي ماند كه تلاش كرده بود درباره‌ي طبيعت و گوسفندها بسرايد. پسوآ او را استاد و حد ميانه‌ي خود و "ريكاردو ريش" مى‏دانست. او آن كسى بود كه پسوآ دلش مى‏خواست بشود و نشده بود؛ سراينده‌اى نوين و همساز با طبيعت.
"ارش ريكاردو ريش"، دكتر در دانش پزشكى، كه نه ماه مسن‏تر از پسوآ بود، ريچارد كايرو در اين سراينده‌ي شك‏گرا، به صورت اصول اخلاقى اپيكورى درآمد. سروده‌هاي او موزون، ولي بى‏قافيه بود و شبح آن، زمانى پديد آمد كه پسوآ 24 ساله بود و تلاش داشت، سروده‌ي كفرآميز بنويسد. چكامه‌‏هاى اين سراينده‌ي فانى، كه به سبك "نئو كلاسيك‏ها" نزديك بود، از گوناگوني برخوردار نبودند و گاهي، بيانى سوگناك و آرام داشتند و به همين گونه نيز به كفر نزديك مى‏شدند و از طبيعت و سرخوشى دوري مي گزيدند.
البته پسوآ نامهاى ديگرى هم داشت. بجز اين، هر كدام از شخصيت‏هاى سه‏گانه‌ي بالا، "من"هاى ديگرى هم داشتند. پسوآ در جايى نوشت :
"من به همه ي اينها گوشت و خون دادم، كارآمدي هايشان را سنجيدم، دوستى‏هاشان را شناختم، گفتگو‏هايشان را شنيدم... به نظرم رسيد كه در بين آنها، آفريننده ‏شان، كمترين چيز است... انگار همه ي اينها جدا از من رخ داده بود و همچنان نيز رخ خواهد داد... ."
و پيش از آن نوشته بود :
 "ذهنم به چنان درجه‏اى از نرمش رسيده است كه مى‏توانم در هر حالت روحى‏اى كه آرزو مى‏كنم، قرار گيرم و در هر وضعيت دلخواه ذهن وارد شوم."
فرناندو پسوا در سی‌ام نوامبر 1935 به سبب بیماری کبدی (گونه اي قولنج کبد) درگذشت. وي تا هنگام مرگ، كمابيش ناشناخته ماند، ولي اکنون، نويسنده‌ي بحث‌برانگير جهان و يکي از چهره‌هاي درخشان ادبيات مدرن به شمار مي رود.
به جرأت مي‌توان گفت كه پس از سال 1982، همه‌ي نويسندگان سبک‌شناس دنيا به گونه‌اي از پسوا تأثير پذير بودند و پرتغال، در طول پنج قرن گذشته، چنين شخصيت دوران‌سازي را به خود نديده است.
 
برگرفته از :
http://www.ketabeshear.com
http://www.dibache.com
http://www.magiran.com
http://www.ibna.ir
http://www.mehrnews.com
http://www.ghabil.com