ناتوراليسم از نظر لغوي به معناي اعتقاد به طبيعت و عوالم طبيعي است. دراين مکتب ادبي که تقريباً در اواسط قرن نوزده توسط کساني چون: «ويليام فالکنر»، «اميل زولا»، «گئي دوموپاسان» و... دراروپا و... بوجود آمد، اصل، تشريح مو به مو و دقيق طبيعت است.
هنرمند ناتوراليست کمتر به واقعيت گرايي مي انديشد و مي کوشد که روش تجربي را در ادبيات رواج دهد. انسان را آلت دست طبيعت و جبر علمي مي داند، نه شخصيتي مستقل و آزاد.
ناتوراليست طبيعت انسان را تجزيه و تحليل مي کند و تأثير محيط طبيعي را بر حالات و روحيات آنها بر مي شمارد. اميال و غرايز حيواني شخصيتهاي داستان را بي پرده به تصوير مي کشد. و به مقررات و قوانين اجتماعي و ديني پاي بند نيست. از اين روي سبک ناتوراليسم چندان دوام و بقاء نيافت و دامنه ي عمرش به قرن بيستم نکشيد.
يک ناتوراليست در واقع يک طبيعي دان است واز معيارهاي حاکم بر طبيعت متابعت مي کند و معتقد به جبر دهري است.
پيشکسوتان معروف مکتب ناتوراليسم علاوه بر سه شخصيت بزرگ نامبرده، عبارتند از : پل آلکسي، لئون هينگ، آلفونس دوده، ژول رنارو...